ام شغل

«لغت نامه دهخدا»

[اُمْ مِ شُ] (ع اِ مرکب) دربارهء کسی گویند که عزم کاری کند ولی به اتمام نرساند، اصلش چنان است که گویند: زنی پی کاری میرفت در این بین حیض بر وی عارض شد و بدون انجام کار برگشت. (از المرصع).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر