«لغت نامه دهخدا»
[اُمْ مِ ؟] (ع اِ مرکب) کرش (شکنبهء ستور نشخوارزننده). (المرصع) هزارلا. هزارخانه. (در شکنبهء گوسفند). (یادداشت مؤلف)(1). (1) - در فرانسوی Ventricule de mouton. (از یادداشت مؤلف).