املد

«لغت نامه دهخدا»

[اَ لَ / اُ لُ](1) (ع ص) نرم و نازک از شاخ و مردم. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). نرم و نازک از مردم و از شاخهء درخت و از نیزه. (ناظم الاطباء). ج، مُلْد. مؤنث آن ملداء. (از اقرب الموارد). اُمْلُدان و اُمْلُدانیّ و اُمْلود و اِمْلید نیز به معنی املد است. (از اقرب الموارد).
(1) - در ناظم الاطباء و آنندراج اَمْلَد و اَمْلُد و اِمْلِد ضبط شده. ضبط متن از اقرب الموارد است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر