«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) منی انداختن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). منی بیرون آوردن. (ترجمان مهذب عادل بن علی). منی افکندن. (تاج المصادر بیهقی). || بیرون آمدن منی. (آنندراج). || به مِنی (منا) درآمدن و فرود آمدن در آن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). بمنا شدن. (تاج المصادر بیهقی). || در ایام مُنْیه رسیدن ناقه، گویند امنت الناقه. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). در منیه داخل شدن شتر ماده. نعت از این فعل ممنیه است. (از اقرب الموارد).