امورغی

«لغت نامه دهخدا»

[اَ] (از یونانی، اِ) زیتار. ثفل الزیت. (ترجمهء فرانسوی مفردات ابن بیطار). برومی عکرالزیت است. (تحفهء حکیم مؤمن)(1).
(1) - در متن تحفه «امورعی» با عین آمده.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر