«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (از یونانی، اِ) زیتار. ثفل الزیت. (ترجمهء فرانسوی مفردات ابن بیطار). برومی عکرالزیت است. (تحفهء حکیم مؤمن)(1). (1) - در متن تحفه «امورعی» با عین آمده.