«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (فرانسوی، اِ)(1)آمیب. جانوری تک سلولی از ردهء ریشه پاییان(2) که هم در آبهای شیرین و هم در آبهای دریا میزید. حرکت و تغذیهء وی بوسیلهء پاهای کاذب است. پروتوپلاسم آنها برهنه و بدون پوستهء خارجی است. (از فرهنگ فارسی معین، ذیل آمیب). کلمهء امیب از لغت یونانی امبا(3) یعنی تغییر مشتق شده. بدن امیب از توده پروتوپلاسمی لخت بدون شامه تشکیل شده است. در وسط آن هسته قرار دارد و حدود بدن آن دایماً در تغییر است. قسمت مرکزی پروتوپلاسم یا اندوپلاسم(4)دانه دانه ای و نیم شفاف است و از یک اکتوپلاسم(5) کام شفاف بیرنگ احاطه شده است. هرگاه امیبی را در زیر میکروسکپ قرار دهیم ملاحظه میشود که در مایع شناور بکندی جابجا میشود و متوالیاً در جهات مختلف دنباله هایی (پاهای کاذب) خارج می کند. با اینکه تحقیقات بسیاری دربارهء امیبها بعمل آمده است ولی هنوز در اصل آنها و طرز تولید مثلشان مجهولات متعددی باقی مانده است. (از جانورشناسی عمومی مصطفی فاطمی ج 1 ص 93). و رجوع به همین کتاب شود. (1) - Amibe. (2) - Rhizopodes. (3) - Amoibe. (4) - Endoplasme. (5) - Ectoplasme.