امیدی طهرانی

«لغت نامه دهخدا»

[اُ دیِ طِ] (اِخ) ارجاسب یا مسعود(1). از شاگردان حکیم معروف جلال الدین دوانی بوده و در قصیده سرایی مهارت داشته و با شاه اسماعیل صفوی معاصر بوده است. بر سر آب مزرعه ای که در ری داشته منازعه کرده و در میان جنگ و جدال شهادت یافته است و این کار بتحریک قوام الدین نوربخشی بوده است. در دانش طب نیز مهارت داشته. بیشتر اشعار او در مدح بوده بخصوص در مدح امیر یاراحمد ملقب به نجم ثانی وزیر شاه اسماعیل اول، از وی قصایدی در دست است و گویند هر قصیده ای که در مدح وی میگفت سی تومان تبریزی صله می یافت. صاحب تذکرهء میخانه که بیشتر اشعار او را مطالعه کرده بوده طرز سخن او را متشابه طرز ظهیر فاریابی یافته است و باز همین مؤلف می نویسد: اگرچه بروش سلمان ساوجی آشنایی بیشتر دارد بهتر از او سخن سروده است. ساقی نامه ای نیز دارد که در تذکرهء میخانه آمده است و اول آن این بیت است:
حریفی که این نیلگون خُم از اوست
شراب طهور و سقاهُم از اوست.
صاحب تذکرهء نصرآبادی بیت مشهور زیر را بدو نسبت میدهد:
کتاب فضل ترا آب بحر کافی نیست
که تر کنی سر انگشت و صفحه بشماری.
و می نویسد این بیت از قصیده ایست که در مدح علی (ع) گفته است. مقداری از اشعار او در ضمن کتب خطی کتابخانهء مجلس شورای ملی و موزهء بریتانیا موجود است(2). در تاریخ وفات وی اختلاف است، امین احمد رازی و شاهد صادق و صاحب احسن التواریخ تاریخ وفات او را به سال 929 ه .ق . و سام میرزا به سال 930 نوشته اند و مادهء تاریخ ذیل سال وفات او را 925 یا 927 معین می کند:
نادرالعصر امیدی مظلوم
که بناحق شهید شد ناگاه
شب به خواب من آمد و فرمود
کای ز سرّ درون من آگاه
بهر تاریخ قتل من بنویس
«آه از خون ناحق من آه»(3).
مطلع بعضی از قصیده های وی که در مجمع الفصحا آمده اینهاست:
زهی طلعتت بر فراز رکائب
فروزان چو بر آسمان نجم ثاقب.
کنون کز سر سرو و پای صنوبر
کشد مرغ مرغوله و لاله ساغر.
تو ترک نیم مستی من مرغ نیم بسمل
کار تو از من آسان کام من از تو مشکل.
از کجا میرسی ای هدهد فرخنده قدم
ای تو تاج سر و سرحلقهء مرغان حرم.
(از مجمع الصفحا چ سنگی ج 2 ص7 و 8) (از تذکرهء میخانه چ احمد گلچین معانی ص141) (از تاریخ ادبیات ایران ادوارد براون ترجمهء رشید یاسمی ص154) (از تذکرهء نصرآبادی ص526) (از الذریعه قسم 1 از جزو 9 ص97). و رجوع بتمام مآخذ مذکور و فرهنگ سخنوران شود.
(1) - مؤلف تذکرهء میخانه می نویسد: استادش نام او مسعود نهاد و تخلصش امیدی قرار داد.
(2) - چنانکه احمد گلچین معانی در حواشی تذکرهء میخانه نوشته قسمت اعظم دیوان امیدی در ضمن یک مجموعهء خطی متعلق به حسین پرتو بیضایی که در حدود اوایل قرن یازدهم هجری نوشته شده موجود است.
(3) - اگر دو الف ممدود را دو حساب کنیم 925 و اگر چهار حساب کن��م 927 بدست می آید. این ماده تاریخ را شاگرد امیدی، افضل نامی سروده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر