«لغت نامه دهخدا»
[اَ دَ / دِ] (اِ مرکب)(1)فرزند امیر. (فرهنگ فارسی معین). شاهزاده. (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین): دو امیرزاده در مصر بود یکی علم آموخت و آن دگر مال اندوخت. (گلستان). || لقب بنی فاطمه است که سادات اند. (آنندراج). (1) - در اصل ن مف مرکب است.