«لغت نامه دهخدا»
[اُ مَ مَ] (ع اِ) مصغر ام. مادر کوچک. (از ناظم الاطباء). || سنگی که بدان سر شکنند. (ناظم الاطباء) (آنندراج). ج، امائم(1). || پتک آهنگری. (ناظم الاطباء) (از معجم متن اللغه). (1) - باین معنی اَمیمه نیز ضبط کرده اند. (از ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد).