اناردانک

«لغت نامه دهخدا»

[اَ نَ] (اِ مرکب)ناردانک(1) : اناردانک سرخ ده خروار ماهی شور ده خروار. (تاریخ طبرستان). سماق و غوره و اناردانک و از میوه ها سیب و آبی و انار دهند. (ذخیرهء خوارزمشاهی). طعام از غوره و سماق و زرشک و اناردانک باید داد. (ذخیرهء خوارزمشاهی).
(1) - در ذیل ناردانگ بنقل از یادداشت مؤلف آمده: ناردانگ، دانه های نار جنگلی که نیم خشک کرده بشهرها برند و از آن در آشها کنند چاشنی آش را.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر