انباره

«لغت نامه دهخدا»

[اَمْ رَ / رِ] (اِ) پر کردن و انباشتن. (از انجمن آرا، ذیل انبار) (آنندراج، ذیل انبار). || دستگاه الکتریکی که می توان مقداری برق در آن ذخیره کرد و بهنگام لزوم از آن پس گرفت و آن انواع بسیار دارد مانند انبارهء سربی و غیره. آکومولاتور. (از فرهنگ فارسی معین، ذیل آکومولاتور).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر