انباق

«لغت نامه دهخدا»

[اِمْ] (ع مص) سست تیز دادن. (منتهی الارب) (آنندراج): انبق انباقاً؛ سست تیز داد. (ناظم الاطباء). باد رها کردن از دبر. باد بی آواز کردن. (یادداشت مؤلف). || زن را با تازیانه زدن: انبق بالمرأه؛ زد او را بتازیانه. (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر