«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) قصد چیزی کردن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). قصد کردن. (از اقرب الموارد) (مصادر زوزنی). || بجانب چپ خمیدن شتر در سیر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد): هذا هو الاصل ثم صار الانتحاء الاعتماد و المیل فی کل وجه. (منتهی الارب)(1). || یک سو کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کوشیدن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || انتحیت علی حلقه السکین؛ ای عرضت، و انتحی الشی ء له؛ ای اعرض له. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء)(2). || تکیه کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). اعتماد کردن. (از اقرب الموارد) (مصادر زوزنی) (ناظم الاطباء)(3). تکیه کردن بر چیزی: انتحی فی الشی ء؛ تکیه کرد بر آن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء)(4). (1) - باین معانی از «ن ح و» می آید. (2) - باین معانی از «ن ح ی» می آید. (3) - از «ن ح و» است. (4) - از «ن ح ی» است.