«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) کنداگری کردن در چوب. || نبشتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). نوشتن در چیزی. (از اقرب الموارد). || سوراخ دار گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). || برگزیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). گزیده کردن. (تاج المصادر بیهقی). || بازکاویدن از چیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). تفتیش کردن از چیزی. (از اقرب الموارد). || خواندن بعض را از قوم. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). بعضی از قوم را دعوت خاص کردن. (از اقرب الموارد). مهمانی خاص کردن. (تاج المصادر بیهقی). || به سُم برکندن اسبان زمین را، یقال انتقرت الخیل بحَوافِرها نقراً. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || باقی گذاشتن سیل جاهای پستی در زمین چنانکه آب در آنها بماند. (از اقرب الموارد).