«لغت نامه دهخدا»
[اِ تِ] (ع مص) تیردان(1)یا کمان را بردوش افکندن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). تیردان یا قوس را بر دوش انداختن. (از ذیل اقرب الموارد). || در رنج و سختی افتادن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). (1) - در ناظم الاطباء بغلط تیردادن است.