انثداق

«لغت نامه دهخدا»

[اِ ثِ] (ع مص)فروهشته شدن، یقال: انثدق بطن الشاه. (از اقرب الموارد) (از آنندراج). || انثداق مردم بر کسی؛ هجوم آوردن برای جنگیدن با او، یقال: انثدق علیه الناس. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از آنندراج). منثدق نعت است از آن. (از منتهی الارب) (از آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر