انجام گرفتن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ گِ رِ تَ] (مص مرکب)صورت گرفتن و بپایان رسیدن و کامل شدن. (ناظم الاطباء). وقوع یافتن. خاتمه گرفتن. خاتمه پذیرفتن. (یادداشت مؤلف):
عاشق همه رسوا به در انجمن عالم
انجام نگیرد ره گر زانجمن اندیشد.عطار.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر