انجمن گشتن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ جُ مَ گَ تَ] (مص مرکب) گرد آمدن. جمع شدن :
چو گشت انجمن لشکر از کشورش
سواران جنگ آور از لشکرش.فردوسی.
چو گشتند پرمایگان انجمن
ز لشکر هر آن کس که بد رای زن...
فردوسی.
- انجمن گشتن بر کسی؛ دور سر او گرد آمدن :
چو کاوه برون شد ز درگاه شاه
بر او انجمن گشت بازارگاه.فردوسی.
بگشتاسب دادند گرزی گران
بر او انجمن گشته آهنگران.فردوسی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر