انجیره گذار

«لغت نامه دهخدا»

[اَ رَ / رِ گُ] (نف مرکب)در نوردندهء انجیر. (یادداشت مؤلف) :
ای کیر من ای کیر تو انجیره گذاری
سرگین خوری و قی کنی و باک نداری
ریچاله گری پیش گرفتی تو همانا
بخیره (؟) در شیر بری کامه برآری
ابوالعلاء شوشتری (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص451).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر