اندرین

«لغت نامه دهخدا»

[اَ دَ] (اِخ) نام دهی است در جنوب حلب و بین آندو باندازهء یک روز راه است و بعد از آن آبادانی نیست. اندرین در این روزگار (روزگار صاحب معجم البلدان = اوایل قرن هفتم) ویران است و فقط بقیه دو دیوار در آن دیده میشود و شعر عمروبن کلثوم:
الاهبی بصحنک فاصبحینا
ولاتبقی خمور الاندرینا(1)
مربوط به همین اندرین است. صاحب کتاب العین گفته اندرین جمع اندری است و اندری جوانانی اند که از جای پراکنده گرد می آیند. ازهری گفته اندر دهی است در شام و در آن درختان مو باشد و جمع آن اندرین است و خمورالاندرین در شعر ابن کلثوم گویا اشاره بدین مطلب باشد. (از معجم البلدان). و رجوع بهمین کتاب و اندری شود. || شهری در بین النهرین. (ناظم الاطباء).
(1) - شعر منوچهری:
من بسی دیوان شعر تازیان دارم زبر
تو ندانی خواند الاهبی بصحنک فاصبحین.
(دیوان ص 81) اشاره بدین بیت است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر