«لغت نامه دهخدا»
[اِ دِ] (ع مص) درافتادن با کسی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). درافتادن در کسی. (آنندراج). یقال اندث علینا فلان یشتم، ای انخرق وانصب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بی فکر و رویت در کاری درآمدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). سر بررفتن نهادن. (تاج المصادر بیهقی نسخهء خطی کتابخانه مؤلف ورق 228 الف).