اندهمند

«لغت نامه دهخدا»

[اَ دُ مَ] (ص مرکب)اندوهمند. غمگین. با اندوه : کارهای اندهمند افتاد تا از طعام بازایستادند. (التفهیم ص 247).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر