انزراف

«لغت نامه دهخدا»

[اِ زِ] (ع مص)درگذشتن. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). گذشتن. (از اقرب الموارد). انزرفت الریح؛ درگذشت آن باد و رفت. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || در طلب آب و گیاه رفتن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر