«لغت نامه دهخدا»
[اِ زِ گِ رِ تَ] (مص مرکب) گوشه گرفتن. عزلت گرفتن : صحرای دولت تو خوش و سبز و خرم است نتوان گرفت بیهده در خانه انزوا. معزی (از آنندراج).