انسلاق

«لغت نامه دهخدا»

[اِ سِ] (ع مص) مبتلا شدن به بیماری سلاق(1). (ناظم الاطباء).
(1) - پوست رفتگی بن دندان و صلابتی در پلک چشم. رجوع به همین کلمه شود.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر