«لغت نامه دهخدا»
[اِ ضِ] (ع مص) دور و در گوشه افتادن چیزی. (ناظم الاطباء). انضراح میان قوم؛ دورافتادگی و گشادگی میان آنان. (از اقرب الموارد). در گوشه افتاده بودن. دورافتاده بودن. (یادداشت مؤلف).