انعام کردن

«لغت نامه دهخدا»

[اِ کَ دَ] (مص مرکب)بخشش کردن. عطا کردن. (ناظم الاطباء) :
چو انعام کردی مشو خودپرست
که من سرورم دیگران زیردست.
سعدی (بوستان).
انعام کن بگوشهء چشم ارادتی
تا بندهء تو باشم و منت پذیر تو.سعدی.
جامهء خود می خواهم اگر انعام کنی. سعدی (گلستان). بسیار انعام و اکرام در حق من کرد. (مجالس سعدی).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر