«لغت نامه دهخدا»
[اَ] (ع مص)(1) زدن بینی کسی را. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بر بینی زدن. || به بینی رسیدن آب و جز آن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی): انفه الماء؛ رسید آب تا بینی او در حوض و جوی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || پاسپر کردن شتران مرغزار ستور نارسیده را. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء). (1) - از باب ضرب و نصر. (ناظم الاطباء).