انفتاح

«لغت نامه دهخدا»

[اِ فِ] (ع مص) گشاده شدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی). فتح. (تاج المصادر بیهقی). گشوده شدن. (یادداشت مؤلف): حرف سین، متصف به شش صفت همس، رخاوت، انفتاح، انخفاض، اصمات صفیر... است. (منتهی الارب). || (اصطلاح طب) پاره شدن رگ از سر آن. (از بحر الجواهر بنقل کشاف اصطلاحات الفنون). انشقاق عرق در سر آن، مقابل انصداع. (یادداشت مؤلف). || (اِمص) گشاد و بازشدگی. (ناظم الاطباء). گشادگی.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر