انفراد

«لغت نامه دهخدا»

[اِ فِ] (ع مص) یگانه شدن و تنها گردیدن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). تنها شدن. (تاج المصادر بیهقی) (غیاث اللغات). استفراد. (یادداشت مؤلف). تفرد. وحدت. وحدانیت. || تنها کردن کاری. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِمص) یگانگی. یکتایی. تنهایی.
- انفراد حاصل کردن؛ تنها شدن. (ناظم الاطباء).
- انفراد ورزیدن؛ تنها شدن.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر