«لغت نامه دهخدا»
[اَ طَ] (ع ص) مرد بسیارموی مژگان و ابرو. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). درازمژگان و گویند درازابرو. (مهذب الاسماء). انبوه موی ابرو و مژه. (تاج المصادر بیهقی). || تاریکی برهم نشسته. || زیست خوش و فراخ با ناز و نعمت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).