اوکنیدن

«لغت نامه دهخدا»

[اَ / اُو کَ دَ] (مص)اوکندن. افکندن :
حاجت آوردش به غفلت سوی من
اوکنیدش موکشان در کوی من.(1)مولوی.
(1) - در مثنوی چاپ نیکلسون (دفتر 6، بیت 4223):
حاجت آوردش ز غَفْلت سوی من
آن کشیدش مُوکشان در کویِ من.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر