«لغت نامه دهخدا»
[اُ جَ کَ دَ] (مص مرکب)غنیمت گرفتن. (یادداشت مؤلف) : امراء... کنار آب فرات را تاخته اسب و شتر و گوسفند بی نهایت اولجه کردند. (حبیب السیر در شرح حال تیمور). رجوع به اولجا شود.