«لغت نامه دهخدا»
[اِ] (ع مص) بازداشتن شتر را بچرا و فرونشاندن گرسنگی را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). فرونشاندن گرسنگی را. (آنندراج). گرسنگی بنشاندن. (تاج المصادر بیهقی). || گزاردن حق کسی را. (از منتهی الارب) (آنندراج). ادا کردن حق کسی را. (ناظم الاطباء). || خورانیدن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || هجا یافتن شعر را. (منتهی الارب) (آنندراج).