«لغت نامه دهخدا»
[اَ لِ مُ رُوْ وَ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) جوانمرد. باگذشت. بامروت : آنکه به خمول راضی گردد... نزدیک اهل مروت وزنی نیارد. (کلیله و دمنه).