«لغت نامه دهخدا»
[اِ وَ دَ] (مص مرکب)غفلت و تهاون و سستی کردن و فروگذار کردن : یکی میگفت گناه تست که از پاس آن اهمال ورزیدی. (منتخب لطایف عبید زاکانی چ برلن ص163).