«لغت نامه دهخدا»
(ع مص) (از «وج ر») ائجار. دارو در دهان کسی ریختن. || نیزه زدن در دهان کسی و جز آن. (منتهی الارب)(1)(آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (از «اج ر») پاداش عمل دادن. || بستن استخوان را بر کجی. || مباح کردن زن خود را بمزد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || به مزد خواستن کسی. (منتهی الارب) (آنندراج). || به کرایه دادن. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). (1) - باین معنی هم از ریشهء «وج ر» و هم از ریشهء «ا ج ر» آمده است.