ایراض

«لغت نامه دهخدا»

(ع مص) (از «ورض») به یکبار افکندن مرد غائط را. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). یک مرتبه رید و انداخت پلیدی خود را. (از ناظم الاطباء). || به یکبار افکندن ماکیان بر بیضه نشسته سرگین را. (منتهی الارب) (آنندراج): اورضت الدجاجه،اورصت الدجاجه. (از ناظم الاطباء). رجوع به مادهء قبل شود. || (از «ارض») آرَضَهُ الله ایراضاً؛ باز کام گرداند او را خدا. (منتهی الارب) (آنندراج).
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر