«لغت نامه دهخدا»
[سَ] (اِ مرکب) ایرمان سرای. خانه و سرای عاریتی. (برهان). خانهء کرایه ای و عاریتی. (ناظم الاطباء). ایرمان سرای مهمان سرای مستعمل است : یارب(1) چه ناخلف پسری کز وجود تو دارالخلافهء پدر است ایرمانسرای.خاقانی. در ایرمانسرای جهان نیست جای دل دیر از کجا و خلقت بیت الله از کجا.خاقانی. || سر کوی مطلوب. (برهان). سر کوی محبوب. (از ناظم الاطباء). || حسرت خانه. || مجازاً، دنیا. (برهان) (ناظم الاطباء). || مأوای معشوق. (ناظم الاطباء). (1) - ن ل: بنگر.