ایزاع

«لغت نامه دهخدا»

(ع مص) (از «وزع») در دل افکندن. (ترجمان القرآن). الهام دادن. || برآغالانیدن بچیزی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || پراکندن. || پاره پاره بول انداختن ناقه.(1) (منتهی الارب) (آنندراج). و رجوع به ایزاغ شود. || تقسیم کردن. (ناظم الاطباء).
(1) - باین معنی با «غین» نیز آمده است.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر