«لغت نامه دهخدا»
(ع مص) (از «وق ر») بار کردن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (آنندراج). || گران بار شدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). || کفانیدن ساق و استخوان را و شکوخانیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). کفانیدن ساق ستور و شکستن استخوان آن. (ناظم الاطباء).