ایهقان

«لغت نامه دهخدا»

[اَ هَ] (اِ)(1) خردل صحرایی است و آن رستنیی باشد که بعربی جرجر خوانند. گویند اگر آب آن را بگیرند و در پای درخت انار ترش ریزند انار آن درخت شیرین گردد. (برهان) (آنندراج). جرجر بری. نهق. انداو. (صراح اللغه). کثاء. (از اقرب الموارد). در نسخهء خطی شمارهء 1071 کتابخانهء ملی پاریس یادداشتی است که ابوحنیفه از ابوزید نقل کرده و او گوید که نام حقیقی «جرجر» النهق است و لبید از شعرای معلقه برای ضرورت شعر آنرا الایهقان آورده. (لکلرک ج 1 ص179) (حاشیهء برهان قاطع چ معین). گیاهی است دراز، شکوفهء آن سرخ و برگ پهن و آن را میخورند و گفته اند جرجیر دشتی است که بفارسی انداو گویند. شکوفه و تخم آن مانند کلم و ثمر آن بشکل اسپاناخ رومی است. (یادداشت بخط مؤلف). || زعفران. (مهذب الاسماء). || خون سیاوشان. (مهذب الاسماء).
(1) - Roquette.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر