«لغت نامه دهخدا»
[هِ عِ] (اِخ) (اصفهانی) هدایت آرد: معاصر شاه عباس ماضی، صفوی و از خوش نویسان بوده و در اصفهان به انزوا میگذرانید جز با اهل حال با کسی تکلم نمیفرموده مگر بحسب ضرورت و از روی کدورت، غرض مردی موحد و سالکی مجرد طالب کمالات و صاحب حالات بود. تقی اوحدی نوشته است که حالی تخلص می نمود. این بیت و رباعی از اوست: چه دیده اند گدایان عشق از در دوست که هر دو عالم شان در نظر نمی آید. واحد چو بکثرت آورد روی ظهور گردد به حجابات مراتب مستور تکرار وجود ماست این مرتبه ها مائیم بتکرار خود از خود شده دور. (ریاض العارفین ص44). و رجوع به نمونهء خطوط خوش کتابخانهء ملی چ مهدی بیانی ص140 و رجوع به حالی اصفهانی شود.