«لغت نامه دهخدا»
[بُتْ تَمْ ما] (اِخ) بابی بمکهء معظمه : و از آنجا (باب السطوی) مقداری دیگر بروند باب التمارین بدو طاق... و چون از آن بگذرند باب المعامل بدو طاق... (سفرنامهء ناصرخسرو چ برلین ص106).