«لغت نامه دهخدا»
[بُدْ دِ لَ] (اِخ) یکی از چهار دروازهء شهر آمد : و چهار دروازه بر این شهرستان (آمد) است همه آهن بی چوب هر یکی روی بجهتی از جهات عالم. شرقی را باب الدجله گویند... (سفرنامهء ناصرخسرو چ برلین ص11).