بابونج رومی

«لغت نامه دهخدا»

[نَ جِ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب)(1) دارای برگهای بسیار بریده و ساقه های نازک که بخور آن برای تسکین سرفه بکار میرود. (گیاه شناسی گل گلاب چ دانشگاه طهران ص 264 ذیل بابونهء رومی). کامومیل رومن(2) (بابونهء رومی). تیره: سینانتره رادیه(3). قسمت قابل مصرف: گل. مواد مؤثره: اسانس، گلوکزید. مورد استعمال: روغن کامومیل. (کارآموزی داروسازی ص 199 ذیل کلمهء کامومیل رومن یا بابونهء رومی). بابونهء شیرازی.
.(لاتینی)
(1) - Anthemis nobilis .
(فرانسوی)
(2) - Camomille romaine .
(فرانسوی)
(3) - Radiees
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر