باتو

«لغت نامه دهخدا»

(اِ)(1) بمعنی باتس باشد که ترنج است. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (شعوری) (دمشقی). اترج. (دمشقی). اترنج. (دمشقی) (الفاظ الادویه). || حب السلاطین. (برهان). حب السلاطین که او را دند نیز نامند. (آنندراج) (انجمن آرا) (جهانگیری) (شعوری). رجوع به کرچک هندی شود. بهندی جمال گور گویند. (الفاظ الادویه).
.
(فرانسوی)
(1) - Citronelle
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر