باج گزاری

«لغت نامه دهخدا»

[گُ] (حامص مرکب) عمل باج گزار. پرداخت باج. تأدیهء مالیات. چیزی که قابل دادن باشد.
اینستاگرام جدول آنلاین
کانال تلگرام جدول آنلاین

موارد بیشتر