«لغت نامه دهخدا»
[حِ] (ع ص) مرد گول. (منتهی الارب). احمق. نادان. (آنندراج) (ناظم الاطباء). || مرد بسیار دروغگوی. || فضول. || حیرت زده. || (اِ) خون سرخ خالص. || خون زهدان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).