«لغت نامه دهخدا»
(اِخ)(1) نام باتلاقهائی و دریاچه ای در سیربونید(2) بین مصر و سوریه که دارای طول و عمق زیاد و عرض بسیار کمی بود و سواحل آنرا بادهای جنوبی از ماسه و ریگ میپوشاند چنانکه دریاچهء مزبور مانند زمین بنظر می آمد و مسافر فریب ظاهر را خورده پا روی ماسه ای که در زیرش آب بود میگذاشت و میدید که هرچند جای پایش زیر زمین نقش می بندد ولی زمین محکم است. بعد که قدری پیش میرفت چون دیگر نه راه پس داشت و نه راه پیش، فرورفته هلاک میگردید و موقعی که اردشیر بقصد تسخیر مصر بدان صوب راند بواسطهء عدم آشنایی محل، عدهء زیادی از سپاهیان او درین باتلاق فرورفته تلف شدند. (از ایران باستان ج2 ص1173). (1) - Barathres. (2) - Sirbonide.